ای کاش
ای کاش من احساس بودم ،مفهوم سبز زنده بودن در دفتر سرخ سرودن .
ای کاش من لبخند بودم ،برروی لبه ای کویر .
ای کاش من پسر بودم ،تا هیچ وقت قلبم مثل یک شیشه نمی شکست .
ای کاش میشد از آینده ی خودم خبر داشتم .
ای کاش آرزوها ، در وجدم می سوخت .
ای کاش آن روز که نگاهتم راازنگاهت دزدیدم ، دلم را هم ازتو پس میگرفتم.
ای کاش بهاروقت گریه حرف هایش را نمی خورد.
ای کاش پاییزوقت رفتن نقاشی اش را نمی برد .
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۶ ساعت 13:58 توسط roya
|